مرتضى مطهرى

77

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نقل شده بر اينكه محال است چيزى موجود بشود و اگر هم به فرض محال موجود بشود قابل شناختن نيست و اگر به فرض محال شناخته شود قابل تعريف و توصيف براى غير نيست . وى براى هر يك از ادعاهاى سه گانهء خود ادلّه‌اى آورده كه در ضمن شرح حالش در كتب تاريخ مسطور است . سقراط و افلاطون و ارسطو به شدت به مبارزه با سوفسطائيان پرداختند و مغلطه‌هاى آنان را آشكار ساختند و ثابت كردند كه اشياء قطع نظر از ادراك ما واقعيت دارند و داراى كيفيت مخصوصى مىباشند و حكمت عبارت است از علم به احوال اعيان موجودات آنطور كه هستند و اگر انسان به طرز صحيحى فكر خود را راه ببرد مىتواند « حقايق » را دريابد . ارسطو به همين منظور قواعد منطق را كه براى درست فكر كردن و تميز دادن خطا از صواب است جمع و تدوين نمود . لكن از دورهء ارسطو به بعد گروه ديگرى پيدا شدند كه آنها را « لا ادريّون » يا « شكّاكان » مىگويند و مسلك آنها را سپتى سيسم ( scepticiSm ) مىنامند . اين گروه به عقيدهء خود راه وسطى را انتخاب نمودند ، نه پيرو سوفسطائيان شدند كه مىگفتند واقعيتى خارج از ظرف ذهن انسان وجود ندارد و نه عقيدهء سقراطيون را پسنديدند كه گفتند مىتوان به حقايق اشياء نائل شد . اين جماعت گفتند انسان وسيله‌اى براى رسيدن به حقايق اشياء كه قابل اطمينان باشد ندارد ، حس و عقل هر دو خطا مىكنند ، راههاى منطقى كه ارسطو براى مصونيت از خطا باز نمود كافى نيست ، راه صحيح براى انسان در جميع مسائل توقف و خوددارى از رأى جزمى است ؛ حتى مسائل رياضى از قبيل حساب و هندسه را نيز بايد به عنوان احتمال پذيرفت و با ترديد تلقى نمود . پيروان اين مكتب در يونان و بعد در حوزهء اسكندريه زياد بودند و تا چند قرن بعد از ميلاد مسيح ، اين مكتب ادامه داشت و اخيراً در قرن نوزدهم مسلكهاى فلسفىاى پديد آمده كه كم و بيش با اين مسلك شبيه است و بيان هر يك از اين فلسفه‌ها در آينده خواهد آمد . در اين مقاله مسلك « سوفيسم » كه از جهتى مرادف با ايده آليسم است و ايندو در نقطهء مقابل رئاليسم ( فلسفه ) مىباشند ، ابطال مىشود . در اينجا لازم است در اطراف دو كلمهء « ايده آليسم » و « رئاليسم » توضيحاتى داده شود ، زيرا در كتب ماديين جديد معمولًا « ايده آليسم » در مقابل « ماترياليسم » ( اصالت